X
تبلیغات
رایتل
می بی رنگی
  
 
 
آرشیو
 
شنبه 19 شهریور‌ماه سال 1384

فروشنده و مریضهای صدا دار||||||||||||||||

 

امروز به دلیل مشکلی که برای سروناز پیش امده بود با وقت قبلی به پزشک مراجعه کردیم.سرمه هم چون تنها بود و کسی نبود که نگهش داره بالاجبار با ما همراه بود.در سالن انتظار نشسته و منتظر بودیم منشی دکتر صدامون کنه.هوا ی اتاق خنک و من هم خسته از کار روزانه بدم نمیومد چرتی یزنم.اما بایدسرمه شیطان را مراقبش  می بودم و من فضول هم طبق معمول نگاه کنجکاوم روی مردم دور میزد. اقایی با سه تا کیسه بزرگ وارد مطب شد. همه نگا ها به او جلب شد. با منشی سلام و احوالپرسی کرد البته کر و لال بود.بعد انواع و اقسام عروسکهای پارچه ای را روی میز منشی گذاشت و با اشاره قیمت میداد.بعد هم یکی یکی به مریضها از هر عروسکی یک نمونه داد و چون عروسکها با فشار دادن صدا ی سگ و خر خر و جیک  جیک میدادند  سالن انتظار مطب دیدنی شده بود.کافی بود یک دوربین  از مریض ها فیلم برداری کنه.تو بغل سرمه سه تا عروسک بود .اقای بغل دستی ازم پرسید که دخترتون عروسک دوست داره؟گفتم اگر تو بغل شما سه تا عروسک بی مناسبت میگذاشتند بدتون میامد؟ دردسرتون ندم من که مجبور شدم 1500 تومان بیخودی بدم و دو  سه  نفر دیگه هم خرید کردن و ان اقا رفت. اینجوریشو ندیده بودم.کاسبی تو محیط شلوغ ساختمان پزشکان مرکز شهر  بد نیست ها.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 115839


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها