1. نه.اینجوری نیست.اخه شاید فکر کنین که چون قالب وب لاگ عوض شده ذوق زده شدم و دو بار اپ کردم.نه با با جان وقتی میگه بنویس باید نوشت .موسیقی ایرونی چه پاپ چه سنتی (اونها یی که ارزشمند هستند) عجب حالی میکنم باهاشون.انگار تمام خاکم /وطنم را در ساز مورد علاقه ام /یا خواننده ای که دوستش دارم میبینم. کاش سواد تحلیل مقوله هنر و روح انسان را داشتم.چون موسیقی من را می پیچونه به عرش میبره و بعد دوباره خودمو روی زمین میبینم .به امید ان روزی که صدای زنان هنرمند و خواننده را از رادیو تلویزیون بشنویم .کجای دنیا دیدین هنر زنونه مردونه بشه؟شاید از دید بعضی ها هنر قسمتی از حموم عمومیه ؟اخه الان ده کوره ها هم گاز گشی شده و دیگه هر کسی یک حموم تو خونش داره.پس چرا من در حریم خانه ام ازادی ندارم؟ اینجوری بیشتر احساس شئ بودن میکنم تا هنگام دیدن عکس زنی لخت روی بورد های تبلیغاتی.
پ. ن. 1: من پنج روز نیستم.دوستایی که اپ میکنن فکر نکنن هستم و نمیخونم .
پ.ن.2.از مصطفی عزیز به خاطر طرح خوب وبلاگم ممنونم .دوست من خیلی زحمت کشیدی . |