می بی رنگی
  
 
 
آبان 1384
ش ی د س چ پ ج
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        
 
آرشیو

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
چهارشنبه 27 مهر ماه سال 1384

ذهن ادمی را میتوان به باغی تشبیه کرد که می تواند هوشمندانه کاشته شود یا وحشیانه رشد کند .

همان گونه که باغبان باغش را می درود و از علفهای هرز پاک میکند و در ان گلها و میو های مورد نیاز را میکارد /ادمی نیز باید مراقب ذهنش باشد و ان را از اندیشه های نا پاک و نا درست و نا سودمند بپالاید و گلها و میوه های اندیشه های پاک و درست و سودمند رادر ان بپروراند.


 
شنبه 23 مهر ماه سال 1384
خیلی خسته ام. اسباب کشی کار سختیه.حالا که داره تموم میشه تازه فهمیدم چه خبره.اخه همیشه همینجورم وقتی اتفاقی برام میافته بعد از اینکه تموم شد شدت فاجعه را میفهمم.هیچ چیزی به اندازه چیدن کتابخانه ام بهم مزه نمیده .صد ساعت طول میکشه چون با هر کتابی بر میگردم به زمان خودش /خاطر ها را ورق میزنم و بر میگردم به یکی دیگه.و همیشه اول قفسه رمان های روسی را میچینم /بعد اثار شاملو .
اشک رازی است
لبخند رازی است
عشق رازی است.
اشک ان شب لبخند عشقم بود.
قصه نیستم که بگویی
نغمه نیستم که بخوانی
صدا نیستم که بشنوی
یا چیزی چنان که ببینی
یا چیزی چنان که بدانی
من درد مشترکم
مذا فریاد کن.

 
یکشنبه 17 مهر ماه سال 1384
بر شاخه های برگ بو
                                 دو پرنده دیدم
یکی از افتاب بود
                           و دیگری از جنس ماه
هر یک دیگری بود
                            و هر دو هیچ بودند.

   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 33872


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها